تبلیغات
korean story - why not(2

why not(2

نوشته شده توسط:azii
دوشنبه 15 اسفند 1390-08:22 ب.ظ

سلام..سلام اینم پارت2 نظر فراموش نشه!!!اگه بده به بزرگیه خودتون ببخشیددوستتون دارم   
دخترا وارد سالن شدن و رفتن یه گوشه بعد مدیر اون جا اومد و گفت: این4نفر دانش اموزان جدیدن بهشون کمک کنید تا راه بیفتن..حالا خودتونو معرفی کنید.
ازیتا:من شین ازیتا هستم,اهل امریکام و 2سال امریکا تعلیم دیدم..17سالمه و خانوادم...اممم هیچی همین.   مهشاد:من    مهشاد هستم,اهل کره و 15 سالمه.
جولی:من چوی جولی هستم,اهل کره و 15 سالمه.
نسیم:منم کیم نسیم هستم,و 16 سالمه منم اهل کره هستم.همین.
مدیر:خوبه..حالا با همه با هم اشنا شدیم...لطفا بهشون کمک کنید تا راه بیفتن...موفق باشید.
مینهو:خب حالا که چی؟با اینا انشا بنویسیم؟؟
دخترا حرف مینهو رو شنیدن و رفتن سمت اونا.
مهشاد:اینا رو گفتیم تا فضولیتون ارضا شه.
تمین:نههههه جون من؟؟؟حالا کی کفته ما میخواستیم بدونیم؟؟
مهشاد:از اقای انتن گیرتون بپرسید.
اونیو:ااااااا..!
ته کیون: خب بسه دیگه..ما وقت نداریم با جوجه ها حرف بزنیم .
ازیتا: جوجه هم عمته.
ته کیون: بی ادب.
ازیتا:دیگ به دیگ میگه روت سیا!! قربون تو با ادب.
همون موقعه طره اومد:پچه ها بریم دیگه واسه تمرین.
دخترا هم رفتن
کی:قیافه هاشون بدک نبود!
اونیو:ولی خداییش خوشگل بودن.
تمین:ولی به پای جونگی نمیرسن.....(پسرا داشتن نگاش میکردن)
تمین:چیه؟؟خب چون خودش نیست من به نیابت از اون گفتم 
مینهو:دیوونه!





خب تا پارت بدی خداحافظ...............راستی میدونم نا مرطب نوشتم هر کار میکنم نمیشه مثله شما منظم بنویسم
.....باییییی دوستتون دارم   تو نظر سنجی هم شرکت کنید.





chocolate
سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 08:10 ق.ظ
It is perfect time to make some plans for the future and
it is time to be happy. I have read this post and
if I could I want to suggest you few interesting things or advice.

Perhaps you could write next articles referring to this article.
I desire to read more things about it!
lubagudger.wordpress.com
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 10:17 ق.ظ
Nice post. I was checking constantly this blog and I'm impressed!
Extremely useful information particularly the last part :
) I care for such info much. I was seeking this certain information for a very long time.
Thank you and good luck.
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 03:28 ب.ظ
Hey there just wanted to give you a quick heads up and let
you know a few of the pictures aren't loading correctly. I'm not
sure why but I think its a linking issue. I've tried it in two different internet browsers and both show the
same outcome.
●♥●Mahshad●♥●
پنجشنبه 18 اسفند 1390 06:09 ب.ظ
اینم خیلی توووووووپ بود هه...ههه.آقای آنتن...!
پاسخ azii : are
UMMA TORRE
دوشنبه 15 اسفند 1390 11:19 ب.ظ
age nazare khosoosiatamo ke ye toomar bood didi inja behem begooo
پاسخ azii : are didam mer30 umma
Jullie
دوشنبه 15 اسفند 1390 11:10 ب.ظ
پس قبولیدی؟؟اسمش زهراس و دوس داره نقش مقابل جونگهیون باشه...تو داستان منم هست
اون تا چند روز دیگه نتش وصل میشه و میاد..
تو کی میاریش تو داستان؟؟بگو تا من ازش بپرسم که فامیلش چی باشه...خصوصیاتشو هم خودش میاد میگه
پاسخ azii : okنمیدونم....حالا بگو بیاد....فامیلیشم بگو
UMMA TORRE
دوشنبه 15 اسفند 1390 11:01 ب.ظ
elahi doret begardam aji joon amn taze oomadam didam.ki mige bade kheyliam khosham oomad hala too ye nazare khosoosi migam chejooriam injoori bishtar hal mide ke bacheha nadoonan va vaghti mikhoonan dastaneto mano beshnasankheyli mahi to bayad zoodtaraz mahshad up koni akhe haftei ye part kheyli direvali khodaeesh ghabool daram darsatoon sangine .laanat be sisteme amoozeshie i...ran ke adamo az dars khoondan motenafer mikone madrese az zendoon badtare.vali shoma dokhtara dast az talash bar nadarinaaaaaa
پاسخ azii : mer30 umma:X are vaghean adam az dars zade msihe(ok umma ma dast bar dar nistim:d)
Jullie
دوشنبه 15 اسفند 1390 10:43 ب.ظ
هه هه هه خیلیی باحال بود آزی جونی..مرسییییی
پس جونگی کجاس؟؟؟آزیتا جون میتونی یه نفر دیگه رو هم بیاری توی داستان؟؟؟اگه میتونی دختر عمه ی من دوست داره نقش مقابل جونگی باشه...البته اگه وقت ثبت نام تمومیده که مشکلی نیس
بسی زیبا بود ولی بسی کم بودرو دست منو زدی از کم نوشتن که
شوخی کردم....بازم مرسییییییییییییییی
پاسخ azii : مر30 ....باشه بگو بیاد.....اره دست تو رو از پشت بستم.....امشب یه پارت دیگه میزارم:بوووس
Nasim
دوشنبه 15 اسفند 1390 10:16 ب.ظ
آزیتا جونی مثل قسمت قبل این قسمت هم خیلی بانمک بود ... دستت ندرده گلی ...
یه چیزی ... برای این که بیای خط پایینی shift رو بگیر بعد enter رو بزن ... اون موقع دیگه لازم نیست کلی فاصله بزاری ... فکر کنم به خاطر همین نامرتب میشه گلی ...
بسیار میسسسسسسسسییییییی
پاسخ azii : خواهش عزیزم......مرسی که گفتی:بوووووس
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

:درباره وبلاگ


:آرشیو


:پیوندها


:پیوندهای روزانه


:نویسندگان


:ابر برچسبها


:نظرسنجی



The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox