تبلیغات
korean story - Happen to (5

Happen to (5

نوشته شده توسط:negin
شنبه 27 اسفند 1390-06:35 ب.ظ

سلام به دوستای گلم.
اینم از پارت 5
happen to.
بپرید ادامه...

 

موقعیت: بعد از كنسرت

آزیتا: بچه‌ها ولی من فكر نكنم اونا همون پسرای دیشبی بوده باشنا!

بیتا: آره بابا. اون پسره فقط كمی شبیه مینهو بود.

طره: منم فكر نكنم آخه خیلی مسخره است كه توی كره از بین این همه آدم ما با اونا این جوری ماجرا داشته باشیم.

نسیم: شایدم من اشتباه كردم. پس چرا برای ما بوس فرستاد و خندید

مهشاد: ما جلو نشسته بودیم و شاید چون دید ما خارجی هستیم این كار رو كرد.

جولی: حالا چرا اون پسرا یه همچین كاری كردن و برای ما بلیت كنسرت دادن؟ اونا كه باید به خون ما تشنه باشن!

نگین: حالا كه این كارو كردن ناراحتی؟

همون موقع یه مرد اومد پیش دخترا و گفت: بفرمایین از این طرف.

دخترا با تعجب به هم نگاه كردن و دنبال اون مرد رفتن.

مرد اونا را برد به سمت اتاقی در پشت صحنه.

دخترا یكی یكی وارد شدن و مودبانه یك جا واستادن و با دهن باز به پسرا نگاه می‌كردن.

توی اتاق گروه shinee و جونگمین از ss501 و ته كیون از 2pm نشسته بودن.

مینهو كه روی صندلی نشسته بود گفت: چی شده كه اینقدر مودب شدین؟ دیشب كه خیلی بلبل زبونی می‌كردین؟

جونگمین: دهنا رو!!! ببندینشون پشه نره توشون!!!!

پسرا همه خندیدن.

اونیو: حالا فهمیدین با كیا طرفین؟

جونگهیون: حالا بچه‌های خوبی باشین و درست و حسابی از ما معذرت خواهی كنین.

تمین: نگاشون كن! اینقد شوكه شدن كه نمی‌تونن حرف بزنن.

كی: شما اهل كدوم كشورین؟

ته كیون: اونایی كه به پای مینهو لگد زدن زود بیان جلو.

همینطور پسرا داشتن یه ریز بار دختر می‌كردن. دخترا هم كم كم داشتن عصبانی می‌شدن.

مینهو: چیه ؟ زبونتونو گربه خورده؟ نشنیدین ته كیون چی گفت؟

نگین یه دفعه با عصبانیت داد زد و گفت: دهناتونو ببندین!!!! فكر كردین كی هستین؟

پسرا یه دفعه جا خوردن.

جونگمین گفت: تو یكی دیگه حرف نزن كه حسابت از بقیه جداست. همه آتیشا از گور تو بلند می‌شه.

مهشاد: تو دیگه چی می‌گی مگه تو حسابداری؟

اونیو: ااااااا تو زبونم داری؟ من فكر كردم فقط بلدی از پات استفاده كنی.

نسیم: حقتون بود. سر یه بلوز آشوب درست كردین.

مینهو: ما آشوب درست كردیم؟ انگار یه چیزیم بدهكار شدیم.

جولی: حالا كه این طوره هر كاری كردیم خوب كردیم. هیچ غلطی هم نمی‌تونین بكنین.

تمین: تو دیگه از كجا پیدات شد كوچولو؟

بیتا: كی به كی میگه كوچولو!!!

جونگهیون: اگر جواب ندین نمی‌گن لالینا!!

آزیتا: می‌تونیم. دوست داریم. دلمون می‌خواد. حالا حرف حسابتون چیه؟

ته كیون: ما رو باش كه شما رو دعوت كردیم به كنسرتمون.

طره: كسی از شما نخواسته بود دعوتمون كنین. این چه طرز دعوت كردنه؟ بچه‌ها بیایین بریم.

كی: كجا سرتونو می‌ندازین پایینو می‌رین؟ نمی‌خواین معذرت خواهی كنین؟

دخترا: عمراً. و رفتن بیرون

پسرا با تعجب به رفتن دخترا نگاه می‌كردن.

كی: ااااا.... اینا دیگه كین بابا؟

تمین زد زیر خنده و گفت: ولی خیلی باحالن كم نمیارن.

اونیو: اولش قیافه‌هاشونو دیدی؟

مینهو هم با خنده گفت: تو عمرم همچین دخترایی ندیده بودم. داشتن ما رو می‌خوردن.

جونگمین: آره با این كه می دونستن ما كی هستیم نزدیك بود دوباره ما رو بزنن. ولی اعصاب مصابشون تعطیله ها.

و همشون خندیدن.

ته كیون: من كه خیلی ازشون خوشم اومد. نظرتون چیه كه بیشتر ببینمشون.

جونگهیون:‌ منم موافقم! به نظرم خیلی باحال می‌آن! دوست دارم سربه سرشون بذارم.

تمین: پس می‌خواین به چه بهانه‌ای دوباره اونا رو ببینیم؟

 

 

 

 

بای تا شب و پارت بعدی lovely .

 

 

 

 




heel lifts
پنجشنبه 5 بهمن 1396 10:22 ب.ظ
Heya i'm for the primary time here. I found this board and I
to find It really useful & it helped me out a lot. I'm hoping to offer something
back and help others like you aided me.
foot pain
شنبه 18 شهریور 1396 10:19 ق.ظ
I could not refrain from commenting. Exceptionally well written!
What makes you grow taller during puberty?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 02:45 ق.ظ
Hi, i think that i saw you visited my weblog so
i came to “return the favor”.I am trying to find things to enhance
my website!I suppose its ok to use a few of your ideas!!
Can exercise increase your height?
یکشنبه 15 مرداد 1396 08:50 ب.ظ
Having read this I believed it was rather enlightening. I appreciate you spending
some time and energy to put this content together.
I once again find myself personally spending a significant amount
of time both reading and commenting. But so what, it was still worth it!
foot pain diagnosis
پنجشنبه 15 تیر 1396 04:16 ب.ظ
You could certainly see your enthusiasm in the paintings you write.
The sector hopes for even more passionate writers like you who are not afraid to
mention how they believe. All the time go
after your heart.
foot pain diagnosis
پنجشنبه 15 تیر 1396 04:12 ب.ظ
You could certainly see your enthusiasm in the paintings you write.
The sector hopes for even more passionate writers like you who are not afraid to
mention how they believe. All the time go
after your heart.
foot pain from sciatica
سه شنبه 6 تیر 1396 06:46 ق.ظ
First of all I want to say superb blog! I had a quick question which I'd like to ask
if you don't mind. I was interested to know how you center
yourself and clear your thoughts before writing.
I have had difficulty clearing my mind in getting my ideas out.

I do take pleasure in writing however it just seems like the first
10 to 15 minutes are generally wasted just trying to figure out how to begin. Any ideas
or hints? Thanks!
foot pain relief
سه شنبه 6 تیر 1396 02:13 ق.ظ
These are actually impressive ideas in on the topic of blogging.

You have touched some fastidious factors here. Any way keep up wrinting.
tomokoharoun.blog.fc2.com
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:59 ق.ظ
Heya i am for the primary time here. I came across
this board and I in finding It truly helpful & it helped me out a lot.
I am hoping to present one thing again and help others
such as you helped me.
http://Mercifulruffian38.soup.io
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 06:06 ق.ظ
I leave a response whenever I like a article on a
site or I have something to contribute to the discussion. It is caused
by the sincerness communicated in the post I looked at.
And on this post korean story - Happen to (5. I was excited enough to drop a thought
:-P I do have 2 questions for you if you tend not to mind.
Could it be just me or does it give the impression like some of these remarks appear like left by brain dead individuals?
:-P And, if you are posting at additional places, I would like to follow you.
Would you list every one of your community pages like your
Facebook page, twitter feed, or linkedin profile?
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 05:48 ق.ظ
Pretty! This has been a really wonderful post. Many thanks for providing this information.
azita
یکشنبه 28 اسفند 1390 02:21 ب.ظ
migin man bayad miraftam jolo ke zadam tu paye minhohehe akhe teacteon to sare piazi tahe piazi ke dekhalat mikoni??haha...bache man vaght nadaram bara hame nazar bedam haminja migam hameye dastan na aliiiiiiii budan
پاسخ negin : ملسیییییییییییییییی عجیجم(^_^) به قول نسیم بوچچچچچچچچچ!!!
MAHSHAD
شنبه 27 اسفند 1390 07:31 ب.ظ
یه سوال...پسرا با هم توی یه گروهن یا نه؟جدا جدا توی گروه های خودشونن؟ واااااااااوووو...خیلی باحال بود ملسی نگینیییییی...
پاسخ negin : نه جدا هستن...! دقیقا این داستان مثل واقعیته فقط ما تو این داستان از ایران رفتیم كره و میخوایم باهاشون دوست شیم(^_^) درواقع من ارزوهامونو به شكل داستان دراوردم...:)
ملسیییییییی عجیجم:)
به قشنگیه داستانه تو كه نمیرسه(^_^)
Nasim
شنبه 27 اسفند 1390 07:07 ب.ظ




اینا تمام احساساتمو نشون دادن دیگه...نه؟!!!شوخیدم...عالی بود...
فقط یه چیزی لجت گرفت کم نوشتی؟!!!!!!!!
پاسخ negin : ملسیییییییییییییییییی(^_^)بوچچچچچچچچچ:) نه به خدا نمیدونستم چی بنویسم!!!!!!!!!!!!! هنگیده بودم!!!!!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

:درباره وبلاگ


:آرشیو


:پیوندها


:پیوندهای روزانه


:نویسندگان


:ابر برچسبها


:نظرسنجی



The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox