تبلیغات
korean story - Happen to (4

Happen to (4

نوشته شده توسط:nasim/shinee
جمعه 26 اسفند 1390-09:51 ب.ظ

سلهههههههه !!!

خوفید ؟!! اومدم با پارت 4 از Happen to ...

بدویید ، بدویید آیدومه ...

 

 

 

 

 

مینهو جلوی صحنه اومد و واسه دخترا بوس فرستاد و چشمك زد.

نسیم: بچه‌ها این همون پسره نیست كه دیشب منو گرفته بود؟

دخترا: هاااااااااااااااااااااا؟

-بابا شوت الذین ها...میگم این همون پسره اس که دیشب از خجالتش دراومدم...

بیتا:چرا دری وری میگی بابا...باز توهم زدی؟!!!!

جولی:بیتا راس میگه اون این شکلی نبود که!!!

نسیم:اااااا...توهم چیه؟!!میگم خودشه...بغیر قیافه،قد و هیکلشم همونه...

مهشاد:هااا من الآن فهمیدم کیو میگید...همونی که پاش میلنگید...

نگین:صب بخیر ایران...

آزی:عزیزم از سر دلخوشی که نمیلنگید...ما زدیم پاشو ناکار کردیم دیگه...

جولی:اما این امکان نداره اون پسره اون بالا چیکار میکنه؟؟!!!

مهشاد:هیچی مامور نظافته رفته اونجا رو طی بکشه!!!!!!!!!خب باهوش رفته بالا ی سن که بخوانه دیگه....من چی گفتم الآن؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!

دخترا همین جوری داشتن با هم بحث میکردن که اونا اونجا چیکار میکنن....

 

______________________________________________________________

 

موقعیت:همون موقع بالای سن

مینهو:به بچه ها نگا کنید کیا اونجا نشستن؟!!!!!!!!!!!

اونیو:ااااا...پس اومدن...

جونگ هیون:نمیدونم چرا دلم میخواست نیان ما بریم سروقتشون...

تمین:تو هم با اون دلت...اما من خدا خدا میکردم بیان...

ته کیون:جراتشو نداشتن نیان!!!!!!

مینهو:مثل اینکه خودتم باورت شدهاااا...خوب نمیومدن...ما چیکار میتونستیم بکنیم؟!!

-خوب معلومه میرفتیم پیش پلیس همه چیزو بهشون میگفتیم...

-خوب نابغه جونم چه جوری میخواستیم ثابت کنیم دیشب با همین دخترا دعوا کردیم...

اونیو:تو خودتم مثل اینکه باورت شده دعوا کردیم...بعدشم میرفتیم میگفتیم چی؟!!آقا پلیسه ما دیشب با این دخترا کلی گرگم به هوا بازی کردیم جاتون خالی...!!!

تمین:اونم سر چی؟!!یه تیشرت...

مینهو:راس میگن...

ته کیون:خوب حالا...من فکر اونا رو گفتم،نکنه فک کردید چون ازمون خوششون اومده اومدن نه از ترسشون؟؟!!!!!!!!!

جونگ هیون:چرا که نه؟!!

جونگ مین:تو باز درصد اعتماد به نفس خونت رفت بالا!!!!!!!!!

-اااااااا...مگه دروغ میگم؟!!چند تا دختر شانس اینو پیدا میکنن که چند تا از پسرای خواننده های کره ای شخصا" ازشون بخوان به کنسرتشون برم؟!!!!!!!!!!!

کی:آلبرت جون مامانت اینا!!یادت رفته که ما تغییر قیافه داده بودیم...

-راس میگیااااااااا...پس بگو چرا قیافه یاینا عین علامت سوال شده!!!!!

جونگ مین:سوال نه تعجب!!!!!!

پسرا همگی زدن زیر خنده...

اونیو:خوب بچه ها دیگه بسه...الآن برنامه شروع میشه

 

 

 

خوب آجی های گلم تموم شد

امیدوارم خوشتون اومده باشه...بوچ بوچ

 

 




How we can increase our height?
دوشنبه 16 مرداد 1396 05:03 ب.ظ
You made some good points there. I checked on the internet for more info
about the issue and found most individuals will go along with your views on this site.
منیره
شنبه 27 اسفند 1390 11:43 ق.ظ
نسیم جون سلام.میدونم همین الان تو وبم بودی اما بدو بیا پارت 6 رو گذاشتم حتما بخونش
پاسخ nasim/shinee : سلام منیره جون...باشه الآن میام گلی...
MAHSHAD
جمعه 26 اسفند 1390 11:11 ب.ظ
خیلیییییییییییییییی باحااااااااااااااااااااااااااال بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووود..............................بوووووووووووووووووووووووووووووووس...
پاسخ nasim/shinee : ملللسسسیییییییییی عجیج دلممممم...بوچچچچچچ...:))
نگین
جمعه 26 اسفند 1390 11:06 ب.ظ
نسیممممممممم میكشمت خیلی كم بود.
ولی باحال بود عجیج دلم
بوووووووووووووس
پاسخ nasim/shinee : خب ببشخید...:((
خوشالم خوشت اومده...
بووسسسس...:)
Nasim
جمعه 26 اسفند 1390 10:55 ب.ظ
بچه ها من مجبورم الآن برم...
تا فردا بای بای...بوسسسسسس
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

:درباره وبلاگ


:آرشیو


:پیوندها


:پیوندهای روزانه


:نویسندگان


:ابر برچسبها


:نظرسنجی



The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox