تبلیغات
korean story - Happen to (2

Happen to (2

نوشته شده توسط:nasim/shinee
پنجشنبه 25 اسفند 1390-11:39 ب.ظ

سله!!خوفید؟!!(مدل کلاه قرمزی سلام کردمااااا!!)
آی مجری،آی مجری...یعنی بچه ها من اومدم با قسمت 2 داستان جدید منو نگینی...برید آیدومه...




 

پسر: كه دلت می‌خواد نه؟ حالا باید همین‌جا واسین تا پلیس بیاد یا پول لباس من رو بدین. می‌دونید قیمت این لباس چنده؟

مهشاد: پول لباسو كه نمی‌دیم هیچ اینجا هم واینمیسم. و با لگد محكم به پای پسر زد و گفت: بچه‌ها بدویید.

دخترا سریع دوییدن بیرون،پسرا هم دنبالشون!!!

دخترا با تمام توانشون میدوییدن اما پسرا خیلی تندتر و قوی تر از اونا بودن...

مهشاد داشت میدویید که یکی از پسرا بهش رسید و همینطور که میدوئید به مهشاد بابای کرد!

مهشاد هم که دید الآن میگیرتش،کیفشو محکم کوبید تو صورت پسره!!!!

مهشاد برگشت و دید که پسره وایستاده و با دو دست صورتشو گرفته...بعد یه لحظه وایستاد تا ببینه پسره چیزیش نشده باشه اما بعد از چند لحظه که پسره برگشت گفت: میکشمتتتتتتت!!!!!!!باز به دوییدن ادامه داد و گفت:فک کردی جوجه!!!

همون موقع هر کدوم از پسرا که دنبال یکی از دخترا کرده بودن یکی از پسرا به اون یکی پسره اشاره کرد و گفت:بستنی فروشه رو یادته که هفته ی پیش رفته بودیم،برو از اونجا واسه خانوما 6 تا بستنی بگیر...

پسره هم برگشت و با خنده گفت:آها فهمیدم هه هه هه...و راهشو کج کرد و وارد یکی از کوچه ها شد...

نگین:اینا چی میگن؟!!!من که نمیفهمم....

جولی:میخوای بریم بگیم،یه دیقه اسپب ببخشید میشه انگلیسی صحبت کنید ما هم بفهمیم؟؟!!!!

-آره،قوربون دستت،یکیشون دقیقا"پش سرته بپا!!!

طره:بچه ها اینقدر حرف نزنید بدوئید،الآن میگیرنمون...

بیتا:راس میگه پاسپورتامونم همرامون نیست،بدبخت میشیم...

آزی:خیر سرمون قرار بود آسه بریم آسه بیایم...

نسیم:هه هه...راس میگی...چه قدر هم اینکارو کرد...

همه منتظر ادامه ی حرف نسیم بودن که یهو از پشت صدای جیغ و دادشو شنیدن!!!!!!!برگشتن ببینن چی شده،دیدن یکی از پسرا دست نسیمو گرفته و نسیم هم با مشت داره پسر رو میزنه!!!!!!اما پسره انگار نه انگار...ککشم نمیگزه!!!!!!!!!!برعکس داره ریسه میره!!!!!!!!

بقیه ی پسرا هم به اون پسره و نسیم رسیدن...

یکی از پسرا که داشت نفس نفس میزد گفت:ایول...قشنگ گرفتیش...بعد صداشو بلندتر کردو به بقیه ی دخترا که با فاصله ی 10،15 متری اونا وایستاده بودن گفت:دوستتون اینجاست اگه میخواید میتونید فرار کنید اما دوستتون با ما میاد آقا پلیسه که زرنگه با دشمنا میجنگه رو ملاقات کنه...!!!بعد همه ی پسرا زدن زیر خنده...

جولی:این چی گفت الآن؟!!

آزی:مثل این که اینبار واقعا"مترجم لازم شدیم!!!

نگین:عمو اینگیلیسی حرف بزن بفهمیم چی میگی!!!

پسره از نسیم پرسید:شما هیچ کدوم کره ای بلد نیستید؟!!!

نسیم:نه با اجازتون...بعد به فارسی گفت:اسکل تازه میپرسه لیلی زن بود یا مرد...

-چی؟!!

-هیچی،میگم نه بلد نیستیم...آقا منو ول کن بزار برم...

-خیال کردی خانم زبون دراز...

بیتا از اون ور داد زد:چیشد پس؟!!

یکی دیگه از پسرا به اینگیلیسی گفت:شما یه دیقه بیاید اینجا تا دیگه هی داد نزنیم،آبرومون رفت بابا...

آزی:آقا پسر الآن رو پیشونیه ما چیزی نوشته؟!!!چرا فک کردی ما میایم اونجا تا شما مارو بگیرین؟!!!!!!!!!!!

-خود دانی یا میاید معذرت خواهی میکنید یا باید بیاید با ما اداره ی پلیس...

مهشاد:بچه ها نمیتونیم که نسیمو همین جوری اونجا ول کنیم،میگید چیکار کنیم؟

طره:مهشاد راست میگه...بیاید بریم یه معذرت کوچولو بخوایم تموم بشه بره پی کارش...

نگین:عمرا"من معذرت بخوام،به خواب ببینن...

-مثل اینکه حواست نیستا،ما پاسپورت همرامون نیست،اگه بریم اداره ی پلیس چی میخوایم جوابشونو بدیم؟؟؟

بیتا:راست میگه بچه ها...یه معذرت که این همه حرف و حدیث نداره...

بعد صدای یکی از پسرا از پشت اومد که:چیکار میکنید؟!!عذرمیخواید یا نه

 

 

 

__________________________________________________________________

 

 

خوب بچه ها این قسمت تمومید...میدونم خیلی ضایع بود ولی قول میدم قسمتای بعد جبران کنم...قول قول...همتونو میدوستم بسیار...بای بای

 

 




What causes the heels of your feet to burn?
دوشنبه 16 مرداد 1396 02:48 ق.ظ
I blog quite often and I truly thank you for your information. Your
article has truly peaked my interest. I will take a note
of your site and keep checking for new details about once per week.

I opted in for your Feed as well.
foot pain arch
سه شنبه 6 تیر 1396 12:23 ب.ظ
I'm so happy to read this. This is the type of manual that needs to be given and
not the accidental misinformation that's at the other blogs.
Appreciate your sharing this best doc.
http://gratislectern8159.exteen.com
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 03:44 ق.ظ
Hi there to all, it's in fact a good for me to pay
a visit this web site, it consists of priceless Information.
azita
جمعه 26 اسفند 1390 01:37 ب.ظ
nasim iini ke alan hast khube hamin khube
پاسخ nasim/shinee : ok...
azita
جمعه 26 اسفند 1390 01:30 ب.ظ
in yeki chi hamin golie?
پاسخ nasim/shinee : خوفه...این چطوره؟؟!!!!
azita
جمعه 26 اسفند 1390 01:27 ب.ظ
alan in chetore??
پاسخ nasim/shinee : خوفه...بد نیست ولی خیلی هم عالی نیست...
azita
جمعه 26 اسفند 1390 01:25 ب.ظ
khube alie...nasim bezar man 2ta dg mizaanm age khub nabudan hamino bezar ..bshe??
پاسخ nasim/shinee : باشه...
azita
جمعه 26 اسفند 1390 01:22 ب.ظ
in chetore?
پاسخ nasim/shinee : .......
azita
جمعه 26 اسفند 1390 01:19 ب.ظ
khube vali be mozu veb nmiad ey bae chekar konim???heyrun shodim
پاسخ nasim/shinee : نمی دونمممممممممم...این چطوره؟!!می دونم بازم به موضوع نمیاد....!!!!!!!!!!
azita
جمعه 26 اسفند 1390 01:12 ب.ظ
in yeki chi?
پاسخ nasim/shinee : خوفه...این چطوره...میدونم خیلی مسخره س...!!!!!!!
azita
جمعه 26 اسفند 1390 01:06 ب.ظ
nasim ini ke alan hast khube??
پاسخ nasim/shinee : نه زیاد آخه میدونی به موضوع وب نمیاد...یه چیز شادتر باشه بهتره...
Nasim
جمعه 26 اسفند 1390 01:04 ب.ظ
نمی دونم من میرم گوگل سرچ کنم ببینم چه قالب قشنگ دیگه ای پیدا میکنم...
Nasim
جمعه 26 اسفند 1390 12:56 ب.ظ
آزی قالب وب نوشته ها رو توهم توهم نشون میده،میگم میشه عوضش کنی...؟!!
پاسخ azii : bashe vali chi bezaram hamuni ke khudam gozashtam khube??
azita
جمعه 26 اسفند 1390 12:37 ب.ظ
negin goft alan mizare...hoooora
پاسخ nasim/shinee : واقعا" هورا شدم...هوراااااا
azita
جمعه 26 اسفند 1390 12:06 ب.ظ
man happen to mikham mikham..negin yalaaa
پاسخ nasim/shinee : آره...یالا،یلا یالا...(نه این که خود من خیلی زود گذاشتم!!!!!!!!!!!!!!!!!)
MAHSHAD
جمعه 26 اسفند 1390 02:37 ق.ظ
خیلی قشنگ بوووووود اسکل لیلی... مامانی... مرسی...نگینی تو هم فردا بذار... ممنون
پاسخ nasim/shinee : آره...هه هه هه...ملسی از تو مهشادی...خواهش گلکم...
azita
جمعه 26 اسفند 1390 01:50 ق.ظ
kheyli bahal bud nasimi...booooooooos rasti negi u hma farda bezar plz
پاسخ nasim/shinee : خوشالم خوشت اومد گلم...بوس...:))
راس میگه نگینی فردا هم تو بزار لفطا"...
نگین
جمعه 26 اسفند 1390 01:39 ق.ظ
وااااااای از خنده اشكم دراومد
مخصوصا اونجا كه گفتی اسكل
بووووووووووووووووووس
پاسخ nasim/shinee : خواشش عسیسممممم...
بوس بوس...:)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

:درباره وبلاگ


:آرشیو


:پیوندها


:پیوندهای روزانه


:نویسندگان


:ابر برچسبها


:نظرسنجی



The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox