تبلیغات
korean story - why not(7

why not(7

نوشته شده توسط:azii
شنبه 20 اسفند 1390-10:15 ب.ظ

سلام سلام اینم پارت7...برای خواندن این پارت مسخره بفرمایید ادامه مطلب....که اگه من جای شما بودم نمیرفتم
ازیتا مونده بود چیکار کنه..سیمی هنوز اونو ندیده بود....جولی . نگین جولوی ازیتا ایستادند....
سیمی:خب خیلی خوش حالم که شما رو میبینم..اگه تو اون مسابقه ای که 2ماه دیگه برگزار میشه مقام بیارین
من باهاتون قرارداد امضا میکنم..
پسرا خیلی خوش حال شدن..داشتن به ارزوشون میرسیدن..
مدیر:دخترا چرا چیزی نمیگین؟
طره:چی بگیم؟؟..هه مر30 از لطفتون ولی اگه اول به دخ...
ازیتا زد به پاش
سیمی:متوجه نشدم..؟!
مدیر:ولش کنید..اگه قبول کنید..هر گروه یه اجرا داشته باشن تا شما ببینید در چه حدین؟
سیمی:عالیه!...ورفت نشست
پسرا داشتن تصمیم میگرفتن چی اجرا کنن
مینهو:چطوره یکی از اهنگ های که خودمون ساختیم رو بخونیم؟؟
تمین:کدوم یکی؟
کی:رینگ دینگ دونگ چطوره؟
اونیو:ارهه خوبه
جونگی:ولی فک کنم..لوسیفر بهتر باشه ها!!
ته کیون:اره اون بهتره
اونیو:اااام.باشه.
همه قبول کردن....جونگ مین:من این جا چغندرم؟؟من که تازه اومدم
تمین:ااا ..راس میگه ها چکارش کنیم؟
مینهو:خب...بزار ما اجرا کنیم....به مدیر هم میگیم.
همه:..اوکی

نسیم:خب حالا چه خاکی بریزیم تو سرمون
ازیتا:شما اجرا کنید..اون نباید بفهمه من با شمام...وگرنه دیگه باید با این حرفه بای بای کنید.
مهشاد:این جوری که نمیشه...تو هم اجرا میکنی..ینی چی نمیزاره...شهر هرت که نیست.
طره:دقیقا".....خب نظرتون با همونی که ساختی چیه؟؟ازیی؟
ازیتا:شما بگید..
همه:عالیه
جولی:ولی نگین و زهرا که تازه اومدن..
مهشاد:کاریش نمیشه کرد..به مدیر هم میگیم...شما مشکلی ندارید؟
نگین:نه
زهرا:نه
نگین میخواس ببینه جونگ مین چجوری اجرا میکنه..جونگ مین هم همین طور..کی هم میخواس ببینه طره چجوری اجرا میکنه...تمین هم جولی...
مدیر:خب اسماتونو بگید..
پسرا:اسماشونو گفتن..
ذخترا:اسماشونو گفتن..نوبت به ازی رسید
ازیتا..من ازیتا هستم
مدیر:کامل بگو
ازیتا:من فامیل ندارم
سیمی:دختر گلم ینی چی نداری.....؟
همه شکه شده بودن
ازیتا:هه ههه خدای من این چی میگه؟؟دختر؟؟هاها
سیمی:خنده نداره..که...من خیلی دنبالت گشتم و حالا پیدات کردم..
ازیتا باورش نمیشد...این دیگه خیلی پرو بود داشت جلو همه اونو بد جلوه میداد..و نقشه مادر نمونه رو بازی میکرد
یه نقشه کشیدو تصمیم گرفت که روششو عوض کنه برا همین ...گفت:وااای مامان..دلم برات 1ذره شده بود..ببخش که اینجوری باهات حرف زدم..بهم حق بده(دخترا مونده بودن که ازیتا داره چیکار میکنه)...حالا که این جایی..بزار ما قرار داد هارو امضا کنیم..چطوره؟دیگه لازم نیست تا ماه دیگه صبر کنیم.باششهه؟
سیمی:شکه شد..انتظار اینو دیگه نداشت....تو دلش گفت دختره ی حرومزاده...
همه منتظر جواب سیمی بودن و خیلی خوش حال...ازیتا هم بهش پوز خند میزد به زبون بی زبونی میگفت..بازی تازه شروع شده...........(دخترا هم که تازه فهمیدن منظورش چیه..پوزخند زدن..ولی پسرا از چیزی سر در نیووردن)............
---------------------------------------------------------------------
میدونم میدونم گند بود....بروم نیارین . هندونه زیر بغلم ندین..هندونه گرون شده..نگه دارین برا عید..بهتره....هیییییییی شاید دیگه ننویسم...اگه یکی کمک کنه شاید ادامه بدم...همین...دوستتون دارم در حد بنز



yieldingmishap487.jimdo.com
شنبه 30 اردیبهشت 1396 08:16 ب.ظ
I am sure this paragraph has touched all the internet viewers, its really really nice article on building up new weblog.
Jullie
یکشنبه 28 اسفند 1390 02:50 ب.ظ
hiiiiiiiiii chetori azzi jun
man belakhare bargashtidam
kheyli khoshkmel bo0d goli belam bakhiyasho bekhunam
پاسخ negin : از طرف ازی:مر30 عزیزم(^_^)
نگین
پنجشنبه 25 اسفند 1390 03:47 ب.ظ
ازیییییییییییی جونم كجایی؟ تو هر سنی كه باشییییییی ما دوستت داریم اینو مطمئن باش. تازه چون كوچیك تری از همه عزیزتری.
بعدازظهر كه اومدم تو سایت باشیابووووووووووووووووس
پاسخ azii : salam negini mer30 azizam kheyli duset daram manam mer30...booos
نگین
چهارشنبه 24 اسفند 1390 09:35 ب.ظ
ازی پارت بعدیو كی میزاری؟ میشه الان بذاری؟ زیاد بنویس عسیسم.
پاسخ azii : ااااااام شاید...نگین مشکلت حل شد؟
نگین
چهارشنبه 24 اسفند 1390 04:51 ب.ظ
تازه فهمیدی؟ گفتم كه بیصبرانه منتظرم!هه هه هه...!
پاسخ nasim/shinee : هه هه هه...باشه،باشه...
نگین
چهارشنبه 24 اسفند 1390 04:44 ب.ظ
نسیمی كی میذاری؟ الان بذار!!!!!!!!!!!!!
پاسخ nasim/shinee : خیله خوب بابا!تو چقدر هولی!!!
نگین
چهارشنبه 24 اسفند 1390 04:43 ب.ظ
هه هه هه...! ما هم كه اصلا sms بازی نكردیم
پاسخ nasim/shinee : اصلا"!اس ام اس چیه اصلا"؟!!
نگین
چهارشنبه 24 اسفند 1390 04:41 ب.ظ
ازییییییییییییییی منو دریاب! رمزمو عوض كن اجی!
پاسخ azii : azizam bayad esme karbarit hamuni ke vasat gozashtam bashe
Nasim
چهارشنبه 24 اسفند 1390 04:40 ب.ظ
سلاممممممم نگینی،خوش اومدی...
وای نمیدونم چند وقت بود باهات نحرفیده بودم واقعا"!!!
نگین
چهارشنبه 24 اسفند 1390 04:37 ب.ظ
سلااااااااااااااااااااااام من اوممممدم!
خیلیم داستانت خوشمل بود
پاسخ azii : salam...mer30
ॡ♥→Мάђ$ђάŊ←♥ॡ
سه شنبه 23 اسفند 1390 11:48 ب.ظ
همههههههههه جاشششششش
پاسخ azii : mer30 azizam
Nasim
سه شنبه 23 اسفند 1390 07:06 ب.ظ
سلاممممم آزی جونمممم...
چرا این جوری میگی خیلی هم خوشمل بووووووووووودددددد
من و آجی نگینم خیلی هم داستانتو دوست داریم و دوست داریم ادامه ش بدی.
آزی جونم فقط زودی رقیبه خودت و ته کیون رو مشخص کن...زود باش...
بسیار میدوستمت...
پاسخ azii : nasim az har gorohi mitune bashe??age are raghibe khodam suzy az miaa a raghib taecyeon ham .............Jang Hyun-seung az beast
ॡ♥→мдђ$ђдd←♥ॡ
سه شنبه 23 اسفند 1390 04:52 ب.ظ
سلام آزیتایی من بالاخره بعد از چند روز اومدم....
دیگه مدرسه تموم شد.......آخ جوووووووووون
عید داره میاد...... آخ جووووووووون
خیلی خوشگل بووووووووود
آخ جووووووووووووووووون
دوست دارمممممممممم
آخخخخخخخخخخخخ جوووووووون...
پاسخ azii : salam azizam......are akh jun...kojash khoshgel bud?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

:درباره وبلاگ


:آرشیو


:پیوندها


:پیوندهای روزانه


:نویسندگان


:ابر برچسبها


:نظرسنجی



The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox