تبلیغات
korean story - why not(5

why not(5

نوشته شده توسط:azii
پنجشنبه 18 اسفند 1390-02:12 ق.ظ

سلام سلام..اینم پارت 5 بچه ها من نتم هنگیده بود...ساری...خیلی میدوستمتون
ازیتا:مهشاد این جا چکار میکنی؟
مهشاد:اومدم تمرین کنم دیگه!
ازیتا:جدی؟؟ولی تو که..
مهشاد:میدونم..نظرم عوض شد..ببین دلایل من و تو مثله همه..من به خاطر شهرت و.... ..خانوادمو از دست دادم ولی تو
میخوای به مادرت ثابت کنی که میتونی تو این کار موفق شی..در واقع به دستش بیاری
ازیتات:نه اشتباه میکنی..من خودمو به کسی که منو نمیخواد تحمیل نمیکنم..اون اگه منو میخواست در حقم مادری میکرد
نه این که ارزوهام رو احمقانه بدونه
مهشاد:متاسفم نمیخواستم ناراحتت کنم.
ازیتا:نه..مشکلی نیست..میدونی چرا اون این قدر از من متنفره؟؟
مهشاد:نه ..چرا؟
ازیتا:چون منو مسئول مرگ خواهرم میدونه..من اون موقه بچه بودم..داشتیم بازی میکردیم..که اون افتاد تو استخر و وقتی من کمک اوردم دیگه دیر بود...خواهرم ارزو داشت که مشهور شه...و وقتی من به مامانم گفتم..قبول نکرد که منم همون راه رو برم..می گفت باعث ناراحتی خواهرم میشه....و اگه وارده عرصه ی موسیقی شم نحسم..و ممکنه برا بقیه هم همین اتفاق بیوفته..
گریه دیگه اجازه نداد که صحبتاشو ادامه بده
ازیتا:باور کن من نکشتمش!!!
مهشاد هم که گریش گرفته بود..اونو بغل کرد
مهشاد:میدونم..میدونم..گریه نکن.
مهشاد همیشه فکر میکرد که دلیل ازیتا..دلیل خوش حال کننده ای بوده ولی دلیل اصلیش..خیلی بدتره.
مهشاد:دیگه بسه ما باید تمرین کنیم..نکنه یادت رفته!؟
ازیتا:حق با توست.باید به من کمک کنی باشه؟؟
مهشاد:حتما.
---------------------------------------------------------------------------------
جولی:بچه ها امروز تولد ازیتاست...چکار کنیم؟؟
طره:من کیک میخرم.....نسیم تو خوراکی بخر..جولی تو هم خونه رو تمیز کن و یه ذره تزئین کن.
جولی:چرا من؟؟
طره:باشه من تمیز میکنم تو کیک بخر.
نسیم:طره خیلی دقیقی ها!!
طره:اره من رو این جور چیزا خیلی دقیقم.
----------------------------------------------------------------------------------------
اونیو:جونگی..صبحانه درست کن
Italicجونگ هیون:هه نوکر بابات غلام سیا!!چرا من
اونیو:چون چ چسبیده به را/beacuse ofزیرا/به خاطر ارا......دیشب که به خاطر جنابعالی گشنه پلو با خورشت دل ضعفه خوردیم..بزار امروز مثه ادم غذا بخوریم!!
تمین:راس میگه
جونگی:اااه دختره راس میگه ...بلد نیستی خودت حرف بزنی؟؟بدشم تقصیره اون دختره هست نه من
تمین:حرف دهنتو بفهم.
مینهو:دعوا نکنید...خودم درست میکنم.
تمین:واای نه..نمیخواد....

کی:گشنه پلو خوشمزه تره...
مینهو:یه بالشت برداشت و پرت کرد طرفه تمین و کی.
----------------------------------------------------------------------------------
دخترا رفتن کلاس دیدن مهشاد و ازیتا همون جا خوابیدن..
طره:بچه ها چرا این جا خوابیدید؟
دخترا از خواب پریدن
ازیتا:بچه ها کی اومدین؟؟
جولی:الان.
اهم اهم...
دخترا برگشتن دیدن مدیر اون جاست.
مدیر:میخواستم بدونم..میتونید 2نفر دیگه رو به گروهتون راه بدید؟؟
نسیم:قربان ما که هنوز یه گروه نشدیم؟!
مدیر:میشید!
مهشاد:این یعنی شما ما رو قبول دارید؟
مدیر:من کی گفتم؟؟چرا حرف تو دهن من میزاری دختر؟؟
مهشاد:ااامممم قربان سوتی دادین

ازیتا:اونم در حد تیم ملی
مدیر:عجب بچه های هستین..اره من اینده ی شمارو روشن میبینم.
نسیم:یعنی..ما میتونیم مشهور شیم؟
مدیر:why not?!
مهشاد:واای شما هم اررهه؟!!

مدیر:2 دقیقه دندون رو جگر بزار...حالا قبول میکنید یا نه؟؟
طره:باشه چرا که نه.
مدیر:خوبه..اسماشون..زهرا و نگین.
ازیتا:نگین چی؟
مدیر:نمیدونم هر وقت خودشون اومدن بپرسیدً
مهشاد نگاه پرسشگری به ازیتا انداخت..اونم شونه هاشو انداخت بالا.
مدیر:پس خوبه..موفق باشید
مهشاد:دفعه ی 2مه که برای ما ارزوی موفقیت میکنید..دمتون جیز
مدیر خندش گرفته بود و رفت
جولی:ببینم تو بزرگ تر کوچکتری حالیت نیست؟

مهشاد:نننههه
-------------------------------------------------------------------------------------
پسرا رسیدن....
ته کیون:بهه سلام جونگی
جونگی:سلام داداش ته کیون..
جونگ هیون داشت دنباله دخترا میگشت..
ته کیون:دنباله دخترا میگردی؟
جونگی:ارهه
ته کیون:از اقای انتن گیر بپرس
اونیو:تو که دست منو از پشت بستی
دخترا همه محو جونگی شده بودن
تمین:ای وای چه اشتباهی...دیگه نمیاریمش
جونگی:یه ذره بلند تر بگو من نمیشنوم!
همون موقه دخترا اومدن...و به جونگی نگاه میکردن
جونگی دخترا روبرانداز کرد و دید که خوشگلن ولی به یکیشون نمیومد کره ای باشه
ازیتا:بچه ها بریم دیگه
دخترا:هاان؟؟
ازیتا:هیچی بابا...اا تو همون اقای انتن گیر نیستی؟؟
جونگ هیون:اره خودشه..ولی اسم داره..انتن گیر هم عمته.
ازیتا:هر وقت گفتم خر بپر وسط بگو عر(بچه ها ساری..که بی ادبانست:)..مگه با تو بودم؟
جونگی:بهت ادب یاد ندادن؟وقتی بچه این جور باشه دیگه پدر و مادر چین...خدا میدونه
ازیتا خیلی عصبانی شد
کی:تند رفتی!
جونگی:چیه؟کم اوردی؟
طره:ببین مواظب باش چی میگی؟
جونگی":ببینم مگه تو دای یه مهربان تر از مادری؟که خودتو قاطی میکنی؟
ازیتا زد تو گوش جونگی..نمیتونست اجازه بده کسی به اشخاصی که بهش بیشتر از مادرش محبت کردن توهین کنه
جونگی هم میخواست بزنه که ته کیون دستشو گرفت..ازیتا هم رفت..مهشاد هم رفت دنبالش..چون ازیتا خیلی از دیشب ناراحت بود..میترسید کار احمقانه کنه
ته کیون:جونگی چطور جرعت کردی؟
جولی:تو رو باید  میبردن باغ وحش اشتباهی اوردن این جا
تمین خیلی از این حرف خوشش اومد
مینهو:بسه دیگه بریم که کار داریم
نسیم:چی چیو بریم
مینهو:بمونیم که چی بشه..بریم
طره:دفعه اخرت باشه که با دخترای من این جوری حرف میزنید
جونگ هیون اومد که جواب بده..ته کیون .و اونیو و مینهو بردنش
کی اومد عذر خواهی کنه که طره گفت:نه تقصیر من بود
نسیم . جولی مونده بودن چی بگن
کی:...............!نه تقصیر شما نیست.
...!نمیدونست چی بگه
طره :دخترا عذر خواهی کنید
جولی:هرگز
طره:اگه شما اون جوری حرف نمیزدید این جوری نمیشد.
نسیم:باشه...ساری
جولی یه نگاهی کرد و رفت
طره:من عذر میخوام..ولی دوستتون خیلی بد حرف زد...ببخشید
اینو گفت و رفت
کی:خدای من.......این غرور نداره؟

تمین:والا نمیدونم
کی:ولی اون یکی مثل تو بود...هه
تمین:اره خیلی باحاله..
کی:هی مشکوکی هاا
تمین:...........
کی:ارههه؟
تمین رفت وهیچی نگفت ورفت...
کی هم هنوز تو فکر طره بود
---------------------------------------------------------------------
خب اینم از این...نظر یادتون نره....باااای  




How long does it take to recover from Achilles injury?
شنبه 4 شهریور 1396 06:15 ب.ظ
I visit each day some sites and information sites to read articles,
but this blog provides feature based articles.
Can Pilates make you look taller?
دوشنبه 16 مرداد 1396 01:52 ب.ظ
Everything is very open with a precise description of
the challenges. It was definitely informative. Your website is useful.
Many thanks for sharing!
foot pain from shoes
شنبه 17 تیر 1396 10:27 ب.ظ
Glad to be one of several visitors on this awe inspiring website :D.
mushyupset6225.snack.ws
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 06:17 ق.ظ
Hi there! Do you know if they make any plugins to safeguard against hackers?
I'm kinda paranoid about losing everything I've worked hard on. Any tips?
Jullie
جمعه 19 اسفند 1390 11:56 ب.ظ
سلااااااااااااااام خوبی آزی جووووووووون؟
این قسمت خیلییییییییییی خوشگل بوووووووود.
بهله تمینی مشکوکهههههههههههههه
پاسخ azii : mer30 azizam are dg....mashkuke:D
نگین
پنجشنبه 18 اسفند 1390 02:27 ب.ظ
نسیم بدو بذار.
پاسخ azii : ارههههههه....بدوو
Nasim
پنجشنبه 18 اسفند 1390 02:12 ب.ظ
درست شد هورااااااااااااا!!!
آزی جونم اول تو بزار بعد من،باشه....؟؟؟!!!!!!!
پاسخ azii : گذاشتم
Nasim
پنجشنبه 18 اسفند 1390 02:04 ب.ظ
نه هنوز نمیتونم چیزی بفرستم اما کارای دیگه میتونم بکنم...
پاسخ azii : الان چی؟
Nasim
پنجشنبه 18 اسفند 1390 02:01 ب.ظ
آزی باید به ترتیب بری قسمت کاربران بعد لیست بعد کناره اسم من عکس یه کاغذ و مداد هست بعدش دیگه معلومه...
azita
پنجشنبه 18 اسفند 1390 01:56 ب.ظ
nasim dobare emtehan kon bbin doros shode ya na
نگین
پنجشنبه 18 اسفند 1390 01:46 ب.ظ
به نظر من الان! بقیه بعدازظهر میان میخونن.
پاسخ azii : ok
Nasim
پنجشنبه 18 اسفند 1390 01:43 ب.ظ
ایول نگینی...
آزیتا میزنم ارسال مطلب مینویسه دسترسی به این قسمت مجاز نیست...
پاسخ azii : bbin doros shod?
نگین
پنجشنبه 18 اسفند 1390 01:41 ب.ظ
اره نسیم بدو بذار!منم پارت 2 رو هفته ی دیگه میذارم.
پاسخ azii : aree bodo..rasti man key part jadid ro bezaram?
نگین
پنجشنبه 18 اسفند 1390 01:38 ب.ظ
هورا تونستم
رمزمم همونه كه تو نظر خصوصی فرستادم.
پاسخ azii : eyval
Nasim
پنجشنبه 18 اسفند 1390 01:35 ب.ظ
سمته راست تو لیست نوشته تنظیمات کاربری بزنش بعد ویرایش اطلاعاته کاربری رو بزن دیگه بقیه ش معلومه ...
پاسخ azii : manam goftam hehe ....nasim key mizari?
نگین
پنجشنبه 18 اسفند 1390 01:31 ب.ظ
بچه ها رفتم چجوری رمزو عوض كنم؟
پاسخ azii : boro tu ghesmat tanzimat ke samte raste bad chan gozine miad bezan ru virayeshe etelaate karbari unja
نگین
پنجشنبه 18 اسفند 1390 01:24 ب.ظ
باید برم تو قسمت ثبت نام؟
پاسخ azii : na mihanblog benevis ad samte rat nebeshet name blog esme karbari va rams unja
Nasim
پنجشنبه 18 اسفند 1390 01:23 ب.ظ
من رفتم رمزم رو هم عوض کردم...
نگینی اسم وب و بزن storykorean
پاسخ azii : khube...emruz bayd dastano bezari
نگین
پنجشنبه 18 اسفند 1390 01:19 ب.ظ
ازی هی میزنه وبی به این اسم وجود نداره
پاسخ azii : dobare bezan..negin044 storykorean
نگین
پنجشنبه 18 اسفند 1390 01:11 ب.ظ
پس من چی؟
پاسخ azii : esme site ham storykorean bezan
نگین
پنجشنبه 18 اسفند 1390 01:04 ب.ظ
اره اسم پسرا خوفه!
Nasim
پنجشنبه 18 اسفند 1390 01:03 ب.ظ
ببخشید منظورم shiny boys بود...
پاسخ azii : sari bia ramzo avaz kon...bodo
نگین
پنجشنبه 18 اسفند 1390 01:03 ب.ظ
ازی من سرعتم پایینه نمیاد یاهو. ازی شمارمو تو نظر خصوصی بدم نام كاربریو اس میكنی؟
من بهت اطمینان دارم.
پاسخ azii : ok ramzet 123456654321 esmetam:negin044 ramzeto avas kon
Nasim
پنجشنبه 18 اسفند 1390 01:01 ب.ظ
lovely girls خوفه...اما واسه پسرا یه اسم دیگه بیندیش...!shiniy boysچطوره...؟!مر30 خوفم...باشه آزی جون تو با ته کیون...
نمدونم کی بزارم ... آزی جون میشه نام کاربری و رمز منم بفرستی...؟!!
پاسخ azii : اسم کاربریت:nasim044 رمز هم:123456654321 رمزو سریع عوض کن
نگین
پنجشنبه 18 اسفند 1390 12:53 ب.ظ
چطوری نسیمی؟؟؟؟؟
نمیدونم!!!!!!!!
میخوای دخترارو بذار lovely girls (دختران دوست داشتنی)
پسرا رو هم بذار bad boys !!!!!!!!!!!!
نمیدونم هرچی میخوای بذار
داستانو كی میذاری؟
پاسخ azii : ارهه خوبه..نگین بیا یاهو نسیم تو هم بیا!
Nasim
پنجشنبه 18 اسفند 1390 12:42 ب.ظ
سلام بچه ها جونام ....
خوفید .....؟!
آزی جونم بدو بگو نشخ مقابلت کی باشه ؟!!
نگینی من نمیدونم اسم گروه خودمون و پسرا رو چی بزارم .... نظر تو چیه ...؟!!
____________________________
آزیتایی خیلی خوشمل بود...اینا چرا اینقدر بی ادب شدن .... خجول بکشین بابا ... آزیتاجونم تو خودتو ناراحت نکن،داداش جونگی اشتباه کرد ....تمین آره...؟!!
مییییییییییییسسسسسسسسسسسیییییی عزیز جونی...
پاسخ azii : سلام..مر30...همون ته کیون..اره بی ادبا:(
نگین
پنجشنبه 18 اسفند 1390 12:00 ب.ظ
ازی اگه فرستاده بودی كه مامانم بعضی از ایمیلا رو پاك كرده شاید حواسش نبوده مال تو هم پاك شده. دوباره بفرست.
پاسخ azii : ok
نگین
پنجشنبه 18 اسفند 1390 11:43 ق.ظ
راستی من فامیلیم پارك باشه!
ازی قسمت بعدیو امشب میذاری
اگه میذاری ساعت 2یا 3 نذار حداقل 11 یا 12 بذار
پاسخ azii : ok ehtemalan asr bezaram khube?
نگین
پنجشنبه 18 اسفند 1390 11:28 ق.ظ
یعنی اول باید اونارو وارد كنم؟
پاسخ azii : are
نگین
پنجشنبه 18 اسفند 1390 10:26 ق.ظ
ازی قبول نمیكنه چیكار كنم؟
پاسخ azii : negini esme karbarit ro be emialet midam ba ramze oboreto bad khodet avaz kon
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نمایش نظرات 1 تا 30

:درباره وبلاگ


:آرشیو


:پیوندها


:پیوندهای روزانه


:نویسندگان


:ابر برچسبها


:نظرسنجی



The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox